انگار كه تمامي ندارد اين جمعه هاي انتظار
كجاست كس بي كسيمان؟
كجاست آن عزيزي كه هر روز به شوق ديدارش چشم باز مي كنيم و هر شب به اميد صبحي سر بر بالين مي نهيم كه روشنايي اش از نور وجود اوست.
اي ابر كنار برو و بگذار تا خورشيد جلوه گري كند، كه ديگر تاب هجران ندارم...
مهدي جان بيا و با نور خدائيت دلهاي تيره مان را روشن كن تا ما نيز رنگ خدايي بگيريم...







پاسخ با نقل قول
ساقی جان مطلب خیلی جالبی بود بازم از این مطلبهای قشنگ واسمون بفرست

بوک مارک ها